عبد الجليل قزوينى رازى

444

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

اما جواب اين كلمت آنست كه اين نوسنّى صلب را گويند : چگونه معلوم خواجه شد كه چون غبار مصاف بنشست هردو را كشته يافتند و چون پيغمبرى بعد از آنكه واقعه افتاد بخواجه نيامد و جبرئيل پندارم بچنين قوم كمتر آيد و غيب خود ندانند و اگر جايز باشد « 1 » كه بروا دارند كه طلحه و زبير در حالت نزع از عداوت و خصومت على توبه كردند و نجات يافتند پس بكرم و تفضّل برين اصل جايز بايد داشتن كه هشام حكم و مؤمن طاق و محمّد نعمان مفيد ، و يونس عبد الرّحمن « 2 » ، و بو جعفر بابويه ، و حسكا و بو طالب ، و عبد الجبّار مفيد ، و على عالم ، و بلمعالى « 3 » نقّاش و بو تراب دوريستى ، و على باسكسك « 4 » و على زيرك ، و بلمحاسن ميشان ، و فقيه بلحسن و بلمعالى رازى ، و مانند ايشان همه در حال نزع از عداوت بو بكر و عمر توبه كرده باشند و نجات يافته و رافضى نباشند پس زبان و قلم نگاه بايد داشتن از مساوى و مثالب ايشان ، و اين صورت را با توبهء طلحه و زبير قياس مىكردن ، و گر نه بر غيب سخن ناگفتن چون اين جماعت را كه دشمن عمر و بو بكر مىداند و لعنت مىكند ايشان را نيز كه دشمنان على بودند و بتيغ او كشته شدند حمايت ناكردن ؛ تا شيعت ايشان را بد مىگويند كه خواب يك نيمه راست نباشد و يك نيمه دروغ ؛ اگر راستست همه راستست ، و گر جايز است همه جايز است ، و گر محال است همه محال ، و رحمت بر مسلمانى باد كه بانصاف مىخواند و مىداند . آنگه گفته است : « و على گفت : أنا و طلحة و الزّبير أرجو أن نكون من الّذين قال اللّه تعالى : وَ نَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْواناً عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ « 5 » » . امّا جواب اين كلمات آنست كه منزّه باشد أمير المؤمنين عليه السّلام از چنين سخن كه تيغ برگيرد و جماعتى را مىكشد و مىگويد : اميد دارم كه بقيامت ايشان را خلاص باشد و نه سخن أمير المؤمنين است و مذهب چنانست كه حرب با

--> ( 1 ) - ع ث : « و بر تجويز باشد » م ب ندارند . ( 2 ) - نسخ : « عبد الرحمن يونس » . ( 3 ) - ث م ب ح از اين « بلمعالى » تا « بلمعالى » آينده را ندارند و عبارت منحصرا در نسخهء « ع » است و نسخهء « د » نيز در اينجا يك ورق افتاده دارد . ( 4 ) - فقط در نسخهء « ع » هست به همين صورت . ( 5 ) - آيهء 47 سورهء مباركهء حجّ .